عماد الدين حسن بن علي الطبري
369
كامل بهائى ( فارسي )
و آخر من يسلمنى الى ربى » « 1 » يا على توئى اول كسى كه به من ايمان آورد و آخر كسى كه به پروردگار من تسليم كند . اما مخالفان مثل اين احاديث حكايت افترا كردند به مشاركت عباس و اسامه ، و فضل ، و ابو سفيان بن حرث ، و مقصود ايشان تنقيص مرتبه و فضل على عليه السّلام بود . فضل نقل آب مىكرد باقى هيچكس معاون على نبود الّا ملائكه و آن روز در مسجد رسول هيچكس نماز نكرد الّا بنو هاشم به نماز رسول مشغول بودند و تجهيز او و اما ابو بكر به سقيفه بنى ساعده ترتيب ملك مىداد تا چون بنى هاشم از عزا فارغ شوند او كار ملك محكم كرده باشد . فصل پنجم يوسف بن كليب المسعودى السنى ، روايت كرد از ابراهيم بن اسحاق الازرى ، عن عبد اللّه بن لهيعة المصرى عن اسود بن عروة بن الزهر . انه قال اول من قطع سهم ذى القربى و المؤلفة قلوبهم ابو بكر « 2 » . اول كسى كه ببريد سهم ذى القربى و سهم مؤلفة قلوب را ابو بكر بود . و يوسف از جمله سنيان و ناصبيان بود پس گفت آنچه از ايشان بازگرفت به سلاح داد از براى صلاح دين . الجواب : خدا و رسول به ترتيب كار دين و نظر به صلاح خلق عالمتر بودند از ايشان و خدا و رسول فرمودند كه حق اهل البيت است به آيه خمس و آيه « و آت ذا لقربى حقه » و امثال آن و حق تعالى به اكرام و محبت اهل بيت امر فرمود به آية : قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ( شورى 22 ) و تحيتى بود و هديتى كه فرمود در حق ايشان دون ساير الناس چگونه شايد كه آنچه خدا و رسول به كسى ارزانى داشته باشند بازستانند و به صلاح جمعى ديگر خرج كنند . و مثلم اصلم ، و جاحظ و حفض كه از علماى نواصب بودند ، آوردهاند كه چون ابو بكر مرد چهل هزار دينار از بيت المال در ذمهء او بود و او اداى آن ناكرده متوفى شد و وصيت
--> ( 1 ) - در مورد ايمان على عليه السّلام و آخر العهد بودنش نسبت به پيامبر ( ص ) روايت زيادى از پيامبر ( ص ) نقل شده است اما اين روايت را پيدا نكرديم . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 16 / 359 .